مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

6

ميزان الطب ( فارسى )

رطوبت ؛ يعنى ترى ، سستى عضو است . و هر آنچه ضد يبوست بود ، پس اگر رطوبت با حرارت بود ، آثار آن نيز گفته شد ؛ خواه فقط حرارت بود ، خواه از مادهء خون . و اگر رطوبت با برودت باشد ، آثار آن نيز مذكور شد ؛ خواه برودت فقط ؛ يعنى ساده بود ، خواه از ماده بلغم . و نشان غلبهء يبوست ؛ يعنى خشكى ، درشتى و لاغرى است و بى رونقى و خشكى بدن . پس اگر با مادهء صفرا بود ، علامت صفرا گفته شد و اگر با مادهء سودا بود ، نشان آن نيز گذشت . و پوشيده نماند كه خلط چهار است : خون و بلغم و سودا و صفرا . و قوام بدن از اخلاط است و حدوث اكثر امراض از زيادتى و كمى آنها است . خون ، گرم و تر است و صفرا ، گرم و خشك و بلغم ، سرد و تر و سودا ، سرد و خشك . اما باد دخانى است سرد كه از اخلاط متولد مىشود و بيشتر از بلغم و سودا مىشود ؛ اما در قوام بدن دخلى ندارد به خلاف ارواح ؛ اگر چه آن نيز از اخلاط بر سبيل بخار مىشود اما بقاى حيات بدن ، موقوف بر آن است و مربّى بدن است .